آنچه از سالیان گذشته (خصوصا" بعد از باب شدن اجرای زنده موسیقی پاپ , بعد از اواخردهه1370) و با پدید آمدن گروههای تازه کار و تازه تاسیس بروز یافته  , وتدریجا شکل امروزی به خود گرفته ؛ اجرای غیر حرفه ای و غیرعلمی موسیقی زنده است که به تدریج با عبور از دهه 70 این امر محسوس تر و تعداد گروه های غیر حرفه ای رشد بیشتری یافته است

. در واقع این رشد ناهمگون ونامتعارف خود  ثمره ی عبورازسالهای نخستین  پس از انقلاب اسلامی و ممنوع بودن غالب کنسرت ها (خصوصا پاپ)از طرفی و از سوی دیگر, به حاشیه کشانیده شدن اغلب  موسیقی دانان و نوازندگان حرفه ای قبل ازانقلاب اسلامی(جدا ازکیفیت,سوژه و مضامین اشعاردرقطعات آوازی)بوده , که قاعدتا طبیعت و جو حاکم بر هر دوره ی عبورمی تواند اینگونه باشد وتا حدود زیادی این امر قابل پیش بینی بوده است.

گمان میرود در خلال این سالهای گذار نسبتا طولانی (اواخر دهه 70تا هم اکنون)می بایست تجربه های بدست آمده دراجرای موسیقی حرفه ای و حتی غیر حرفه ای , قاعدتا سبب رشد کیفی اجرای موسیقی زنده می گردیده و حتی می باید گروه های غیر حرفه ای به درجه ای از اجرا و تجربه و علم موزیکولوژی و ارکستراسیون می رسیدند که بتوان مهر حرفه ای را بر روی آرم نام گروه حک نمود ، اما عملا" چیزی که به وضوح در معرض دید اهالی موسیقی و حتی عموم مردم قرارگرفته، رشد کمِّی وزمان کوتاه عمر غالب گروه های موسقی بهمراه رشد معکوس کیفی دراجرهاست.

به زعم نگارنده آنچه می توان  به شکل کوتاه و موجز به علت ناپایداری گروههای موسیقی و سطحی  بودن اجراها دربندهای آماتور وحتی برخی گروهای حرفه ای برشمرد از این قبیل است :

1-بی برنامگی گروه های موسیقی بدلیل عدم حمایت و پشتیبانی مالی خارج از چارچوب گروه ( باتوجه به اینکه تشکیل یک گروه موسیقی جدا از تخصص و تجربه بالا هزینه وزمان زیادی تا اجرا می طلبد)خصوصا" اینکه اجرای موسیقی زنده برای اغلب بندها ,آنچنان که به نظر می آید ,محلی مطمئن جهت کسب درآمد مکفی و حتی لازم برای ادامه امور هنری محسوب نمی شود.

2-نگرش غیرعلمی و غیر حرفه ای و سطحی  اعضا ی گروه  موسیقی و حتی کادر سرپرستی گروه ,که خود عامل رشد نیافتگی و عدم پیشرفت کیفی اجرای موسیقی گروهی و نتیجتا" ازهم پاشیدگی آن میگردد, که  این علت خود معلول عدم رشد و غنای فرهنگ موسیقی و تبلیغ ناکافی موسیقی فاخر و سطحی گرایی در اشاعه آن است.               

3- در پایان این مقال ,مهمترین عامل که می توان برشمرد , عدم حمایت قاطع دستگاهای زیرربط و مرتبط با موسیقی ست , که به نظر میرسد با توجه به رسالت قانونی شان میباید با شجاعت وقدرت موثرتری گام برداشته و خلاء های قانونی  و قوانین دست و پاگیر را تعدیل نمایند ؛ تا راه برای سرعت بخشیدن به رشد  فرهنگ موسیقی در جامعه هموار گردد.

حمید توکلی (کارشناس ومدرس موسیقی)

مطالب مرتبط :
  1. آسیب شناسی مطبوعات
  2. آسیب شناسی مطبوعات مازندران
  3. امور پژوهشی در دستگاه های اجرایی شتاب می گیرد
  4. اجرای کنسرت احسان خواجه امیری در آمل لغو شد
  5. بزرگراه دریایی شمال در مازندران اجرایی می‌شود

دیدگاه

ارسال دیدگاه